در آخرین لحظههای زندگیش، پسرش بهاءالدین وَلد سخت بیتابی میکرد و از فرط بیخوابی و خستگی روزها و روزها در رنج بود. مولانا از او خواست تا اندکی بیاساید و او پس از ادای احترام روانه شد. مولانا این غزل را آغاز کرد و حُسامالدین اشک میریخت و مینوشت. رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن ـ ترک من خراب شبگرد مبتلا کُن . . .»
اشعار مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی)، بهویژه غزلیات او در «دیوان شمس»، از جمله سرودههایی است که بیش از هر شاعر و ترانهسرای دیگری دستمایۀ آهنگسازان و خوانندگان در حوزۀ موسیقی سنتی ایران بوده است. چه بسا از یک غزل او، چندین اجرای متفاوت را با صدای خوانندگان مختلف شنیده باشید.
غزلیات شمس، در خوانش روان و در ذات خود آهنگین است. عامۀ مردم گزیدههایی از آن را در اجرا بهشکل تصنیف و آواز در برنامههای وزینی چون «گلهای جاودان» شنیده بودند.
موضوعات پرستاری ، پزشکی و بهداشت جسمی و روانی, ورزش و سلامت معنوی اجتماعی