نکته اول:

 شايد موضوع بي‌ربطي به نظر آيد اما وقتي به تاثير نشاط يا آفرينش‌گري طبيب و یا پرستار در مواجهه با بيمار و درمان او دقيق شويم، شايد بتوان به جايگاه هنر در آموزش توجه بيشتري داشت. در مقدمه هاريسون (معتبر‌ترين مرجع طب داخلي) آمده است كه پزشكي صرفا يك علم نيست، بلكه يك هنر است. منظور اين است كه در طبابت و درمان و رابطه با بيمار، همه‌ جوانب را ببينيم. اين واقعيت غيرقابل انكار است كه بخش مهمي‌از درمان را بايد در جايي غير از داروخانه‌ها جست. پزشكان تك‌بعدي كه جز آموخته‌هاي طبابت هيچ نمي‌دانند و با دنياي ديگري محشور نبوده‌اند، نمي‌توانند صاحب اين توانمندي شوند. در مطالعه‌اي كه در يكي از دانشگاه‌هاي اتريش انجام شد، ميزان رضايت و موفقيت در درمان‌ بيماران را در دو گروه مقايسه كردند. يكي آنهايي كه به‌وسيله پزشكان فعال در هنر و شعر درمان شده بودند و ديگراني كه اين گونه نبودند. ميزان رضايت در گروه نخست 37 درصد و ميزان موفقيت در درمان، 31 درصد بالاتر بود. آمار معنادار و مهمي‌ است كه نشان مي‌دهد بي‌توجهي به علايق فرامحوري دانشجويان (چه به‌وسيله برنامه‌ريزان و چه به‌وسيله خود آنها) بر فعاليت محوري آنها نيز اثر منفي دارد. همچنين ميان افسردگي در پزشكان عمومي‌و متخصصان (به ويژه چشم‌پزشكان) و ميزان توجه و فعاليت‌شان در امور هنري و ادبي، رابطه معكوس آشكار شده‌اي برقرار است. دكتر ملك منصور اقصي كه علاوه بر تخصص زنان، در سينما نيز صاحب‌نظرند، هنر را مسبب تلطيف روح مي‌داند و طبيبي با روح تلطيف‌شده را به مراتب كارآمدتر مي‌داند. اين علايق مي‌تواند در جزيي‌ترين مولفه‌هاي مرتبط با درمان تاثير بگذارد؛ حتي در دكوراسيون مطب يا درمانگاه يا بيمارستان. متاسفانه خيلي‌ها به اين تفكر غلط دامن مي‌زنند كه در ايام دانشجويي، هر كاري جز درس خواندن اتلاف وقت محسوب مي‌شود. اين نگاه كميت‌گرا نمي‌تواند كيفيت‌انديش و دورنگر باشد؛ چرا كه پزشك را نه يك انسان با همه‌ي ويژگي‌هاي انساني، بلكه يك ماشين ربات‌‌گونه‌ي تشخيص و درمان مي‌پندارد. در بسياري تحقيقات، آثار داروها را با آثار دارونما مقايسه مي‌كنند. اثر دارونماها به ندرت صفر بوده‌ و يكي از دلايل توجيه، نيروي رواني شكل‌گرفته ميان طبيب و بيمار است. اين انرژي به دو نقطه عزيمت (پزشك) و مقصد (بيمار) وابسته است. پزشكاني كه به نيازهاي روح خود پاسخ نداده‌اند، فاقد اين نيرو هستند. هنر و معنويات، در همه‌ شاخه‌ها و راه‌ها، قدرتمندترين راهكار جلا و ارتقاي روحي است. شايسته است كه آموزش نوين پزشكي به همه‌ ابزارها و پيشنهادات تربيت بهتر پزشك در همه‌ اهداف توجه ‌كند. ضمن اين‌ كه دانشجويان نيز در برنامه‌ريزي‌هاي شخصي و درسي خود، جايي براي شناخت و پرورش علايق و سلايق هنري خود پيش‌بيني كنند.

نکته دوم:

هر چند روانکاوی سنتی دارای مزایای بیشماری می باشد، اما با این حال روش های درمانی بسیار متنوع دیگری نیز وجود دارند که می توانند در بهبودی بیماران نقش مهمی را بازی کنند، در این میان می توان به موسیقی درمانی، هیپنوتیزم، و حتی رنگ درمانی اشاره کرد. هر یک از موارد فوق الذکر مقیاس های مختلفی از موفقیت را در درمان بیماری های مختلف از خود نشان داده و در برخی موارد نیز بهبودی کامل را با خود به همراه داشته اند. در این میان هنر درمانی نوعی تکنیک درمانی است که میکوشد موقعیت احساسی بیمارانی که از ناراحتی های روحی و روانی رنج می برند و یا مورد آزار و اذیت های احساسی قرار گرفته اند را بهبود بخشد.
هنر درمانی بر پایه ی این عقیده استوار است که برای بیماران روندی را ایجاد کند که در آن چیزی جز شفا و تثبیت زندگی وجود نداشته باشد. افراد بسیار زیادی هستند که آسیب های روانی شدید و سخت را تجربه کرده اند و به هیچ وجه نمی توانند آنها را به زبان بیاورند. هنر درمانی خروجی آسانی را برای بیماران فراهم می آورد تا به واسطه ی آن بتوانند احساسات محصور و عواطف آسیب دیده خود را که به طور شفاهی قادر به ابراز آنها نیستند را در قالب هنر نشان دهند.
این تکنیک همچنین برای کودکانی که هنوز به طور کامل صحبت نمی کنند و از دایره ی واژگانی محدودی برخوردار هستند نیز کاربرد دارد. بچه های کوچک معمولاً از حس هنری بالایی برخوردار بوده و به طور ذاتی خلاق هستند. آنها می توانند احساسات و عواطفشان را به راحتی و با نقاشی و ترسیم خطوط ابراز کنند. اغلب کودکان زمانی که در خانه به آنها مداد شمعی یا گواش داده می شود احساس خوبی پیدا می کنند، چرا که احساس می کنند اجازه دارند احساساتشان را از طریق کار هنری که انجام میدهند ابراز کنند.
با این دید می توان گفت که هنر درمانی می تواند به عنوان ابزاری مفیدتر و مناسب تر نسبت به صحبت کردن برای برقراری ارتباط به کار گرفته شود. کودکان بیشتر گرایش دارند که وقایع ناخوشایند را از طریق هنر ابراز دارند. کودکان زمانیکه نمی توانند و یا نمی خواهند حرفی را به زبان بیاورند خیلی راحت آن را در قالب تصویر بر روی کاغذ می آورند. حتی آسیب های روانی که ریشه در اعماق روح فرد دارند و در ناخودآگاه او جای گرفته اند، خیلی راحت از طریق هنر از درون فرد بیرون کشیده می شوند. زمانیکه این احساسات منفی از درون فرد به بیرون بیایند، فرایند بهبودی انجام می پذیرد و روح فرد پالوده خواهد شد.
هنر درمانی می تواند به منظور درمان بیماری های روانی متعددی مورد استقاده قرار بگیرد، که از جمله آنها به این موارد می توان اشاره کرد: اختلال دو قطبی، و اختلال استرس پس ضربه ای (این نوع استرس پس از یک تصادف شدید بوجود می آید). این روش علاوه بر اینکه می تواند به بهبود سلامت روانی و احساسی افراد کمک کند، قادر است تا آگاهی و هشیاری فردی، و توانایی های شناختی را نیز تا حد بسیار زیادی افزایش دهد و از میزان استرس کاسته و اثر ضربه های احساسی وارده از تجربه های تلخ عاطفی گذشته را از میان بر دارد. هنر درمانی می تواند حتی برای درمان کودکانی که در یادگیری با اختلال مواجه هستند نیز موثر واقع شود.
با توجه به قابلیتی که هنر به فرد می دهد، او می تواند احساسات خود را با زبان بی زبانی ابراز کند. روان درمان های که با استفاده از هنر درمانی به معالجه ی بیماران خود می پردازند به آنها آموزش می دهند که چگونه می توانند میان هنر و زندگی روزمره خود ارتباط برقرار کنند و چگونه می توانند احساسات خود را ابراز کنند تا به بهبودی دست پیدا کنند. این گونه روان درمانگر ها باید هم در عرصه ی هنری و هم در عرصه ی روانپزشکی به طور کامل آموزش دیده باشند. از آنجایی که هنر درمانی به عنوان یک شیوه ی درمانی به حساب می آید، از اینرو متخصصی که از این تکنیک به عنوان یک راه درمان استفاده می کند، لزوماً نباید شخصاً از استعدادهای هنری بالایی برخودار باشد.
هنر درمانی می تواند علاوه بر بهبود وضعیت روحی باعث بهبود وضعیت جسمانی بیماران نیز بشود. به عنوان مثال می تواند میزان درد، استرس، تنش و اضطراب را تا حد بسیار زیادی کاهش دهد. هنر درمانی همچنین برای ایجاد مهارات های اجتماعی نیز مورد استفاده قرار می گیرد. هنر درمانی نه تنها می تواند برای افرادی که از اختلالات عصبی و یا آسیب های احساسی رنج می برند مفید واقع شود بلکه همچنین می تواند به افرادی که خجالتی، کمرو، و یا منزوی هستند و نمی توانند در موقعیت های مختلف اجتماعی از خود عکس العمل مناسب نشان دهند، نیز کمک کند. به طور کلی می توان گفت هنر درمانی به منظور ارتقاء کیفیت زندگی و کمک برای ارتقای خوب بودن و سلامت فیزیکی و احساسی به کار می رود.
هنر برای همه – مزایای هنر
هنر زبان جهانی است. هزاران سال پیش، انسان های اولیه سرگذشت خود را از طریق طراحی هایی بر روی دیواره های غارها بیان می کردند. در طول سالیان دراز، هنرمندان شرح حال افراد مختلف و به طور کلی تاریخ را از طریق نقاشی، ترسیم اشکال متفاوت، معماری و پیکره سازی به نسل های بعدی انتقال می دادند. شادی، غم، خشم، صلح و سایر احساسات بشر از طریق طرح ها و لکه های رنگ به آیندگان بازتاب داده میشده.
غنی سازی فردی
هنر به ما قابلیتی را می دهد که به واسطه ی آن می توانیم خودمان را ابراز کنیم. به وسیله ی این نوع بازتاب ما می توانیم با سایر افراد ارتباط برقرار کنیم. ما احساسات، افکار و تجربیات منحصر بفرد خودمان را به تصویر می کشیم. زمانیکه شما هنر دیگری را می بینید و یا در مورد آن مطالعه می کنید، درست مثل این است که دنیا را از چشمان او مشاهده می کنید.
حتی اگر کارهای هنری شما هیچ موقع در گالری ها به نمایش عمومی گذاشته نشوند، اما باز هم نگه داشتن این بازتاب های شخصی می تواند فواید بیشماری را برای شما به دنبال داشته باشد. خلق یک اثر هنری آرامش بخش است و به خالق اثر کمک می کند که با فشارهای روزانه و شرایط سخت روبر شده و بر آنها فائق آید. پزشکان معمولاً برای کنترل فشار خون بالا و یا سایر بیماری هایی با استرس همراه هستند، به بیماران پیشنهاد می کنند که خودشان را از طریق هنر درمان کنند. خلق یک اثر هنر کار ارزشمند و خطیری است و همچنین می تواند عزت نفس افراد را بالا ببرد